رشد مغز کودک در سال‌های اولیه زندگی؛ نقش والدین و ارتباطات عصبی
تاریخ انتشار این مطلب : 1398/08/22 ساعت 00:00:00

رشد مغز کودک در سال‌های اولیه زندگی؛ نقش والدین و ارتباطات عصبی

خلاصه مطلب
مغز کودک در سال‌های نخست زندگی با سرعت زیادی رشد می‌کند. با نقش ارتباطات عصبی، معماری مغز، تعامل والد و کودک و سرو و بازگشت آشنا شوید.

 

نوزاد نارس مغز

 

رشد مغز کودک در سال‌های اولیه زندگی؛ نقش ارتباطات عصبی و تعامل با والدین

مغز کودک در سال‌های نخست زندگی با سرعتی چشمگیر رشد می‌کند و تجربه‌هایی که کودک در این دوره دریافت می‌کند، در شکل‌گیری مدارهای عصبی و پایه‌های یادگیری، رفتار، ارتباطات اجتماعی و سلامت آینده او نقش دارند.

مرکز رشد کودک دانشگاه هاروارد گزارش می‌کند که در سال‌های نخست زندگی، بیش از یک میلیون اتصال عصبی جدید در هر ثانیه شکل می‌گیرد. سال‌های ابتدایی، فعال‌ترین دوره برای ایجاد بسیاری از این ارتباطات هستند؛ با این حال، ساخت ارتباطات جدید در مغز در تمام طول زندگی ادامه دارد. بنابراین، این عدد را نباید به این معنا دانست که مغز کودک در سه سال اول «یک‌باره کامل» می‌شود؛ بلکه این دوره، مرحله‌ای بسیار مهم برای ایجاد پایه‌های اولیه مغز است.

نکته مهم دیگر این است که فقط تعداد ارتباطات عصبی اهمیت ندارد. تجربه‌های تکرارشونده و تعاملات باکیفیت می‌توانند مدارهای عصبی مورد استفاده را تقویت کنند و مغز به‌تدریج برخی ارتباطات کمتر استفاده‌شده را اصلاح یا حذف کند. به این فرایند هرس عصبی یا Pruning گفته می‌شود.

نکات برجسته درباره رشد مغز کودک

در سال‌های اولیه زندگی، مغز کودک با سرعت بسیار زیادی در حال سازمان‌دهی و ایجاد ارتباط میان سلول‌های عصبی است.

تعامل‌های روزمره مانند نگاه کردن به کودک، پاسخ دادن به صداها و حرکات او، حرف زدن، بازی کردن، لبخند زدن، خواندن کتاب و در آغوش گرفتن می‌توانند بخشی از تجربه‌هایی باشند که از رشد سالم مغز حمایت می‌کنند.

یکی از مهم‌ترین شکل‌های این تعامل، «سرو و بازگشت» (Serve and Return) است؛ یعنی کودک علامتی مانند نگاه، لبخند، صدا، اشاره یا گریه نشان می‌دهد و یک بزرگسال مراقب به آن پاسخ می‌دهد. این تعامل رفت‌وبرگشتی به ایجاد و تقویت مدارهای عصبی مرتبط با زبان، ارتباطات اجتماعی و رشد عاطفی کمک می‌کند.

در عین حال، والدین نباید احساس کنند که لازم است دائماً کودک را با فعالیت‌های آموزشی مختلف سرگرم کنند. بسیاری از لحظات ساده زندگی روزمره، از غذا دادن گرفته تا بازی، حمام کردن و صحبت کردن، می‌توانند فرصت‌های طبیعی برای تقویت ارتباط و یادگیری باشند.

معماری مغز چیست؟

مغز انسان از میلیاردها سلول عصبی یا نورون تشکیل شده است. نورون‌ها از طریق ارتباطات تخصصی با یکدیگر اطلاعات را منتقل می‌کنند و شبکه‌هایی را می‌سازند که امکان انجام کارهای مختلف مانند حرکت، دیدن، شنیدن، یادگیری، صحبت کردن، تنظیم هیجان و برقراری ارتباط اجتماعی را فراهم می‌کنند.

در دوران رشد، مغز از مدارهای ساده‌تر به سمت مدارهای پیچیده‌تر پیش می‌رود. به بیان ساده، بخش‌های بنیادی‌تر رشد ابتدا شکل می‌گیرند و سپس مهارت‌ها و توانایی‌های پیچیده‌تر بر پایه آنها ساخته می‌شوند.

مرکز رشد کودک دانشگاه هاروارد از این روند با عنوان «معماری مغز» یاد می‌کند. تجربه‌های اولیه می‌توانند این معماری را به سمت یک پایه قوی‌تر یا ضعیف‌تر برای یادگیری، رفتار و سلامت آینده هدایت کنند. ژن‌ها در این فرایند نقش مهمی دارند، اما تجربه‌ها و محیط رشد نیز بر چگونگی شکل‌گیری مدارهای مغزی اثر می‌گذارند.

چرا ایجاد ارتباطات عصبی در سال‌های اولیه اهمیت دارد؟

وقتی کودک تجربه‌ای را بارها دریافت می‌کند، مدارهای عصبی مرتبط با آن تجربه فرصت بیشتری برای تقویت پیدا می‌کنند.

برای مثال، هنگامی که والد به صداهای کودک پاسخ می‌دهد، با او صحبت می‌کند و آنچه را می‌بیند یا انجام می‌دهد نام‌گذاری می‌کند، این تعامل‌ها فرصت‌هایی برای شکل‌گیری ارتباطات مرتبط با زبان و ارتباط اجتماعی ایجاد می‌کنند. حتی پیش از آنکه کودک بتواند کلمه‌ای را بیان کند، شنیدن صداها، دیدن چهره‌ها و تجربه رفت‌وبرگشت ارتباطی بخشی از فرایند رشد ارتباطی اوست.

برای نمونه، وقتی کودک به یک اسباب‌بازی نگاه می‌کند و والد می‌گوید:

«اون توپ قرمزه.»

والد فقط در حال صحبت کردن نیست؛ در واقع توجه کودک را دنبال کرده و به تجربه او معنا می‌دهد.

یا وقتی کودک صدا درمی‌آورد و والد نیز با لبخند یا صدا پاسخ می‌دهد، یک ارتباط رفت‌وبرگشتی شکل گرفته است.

چنین تعامل‌هایی بسیار ساده به نظر می‌رسند، اما در مجموع می‌توانند محیطی غنی از تجربه‌های ارتباطی ایجاد کنند.

آیا هرچه ارتباط عصبی بیشتر باشد، بهتر است؟

لزومی ندارد هدف را فقط «ایجاد هرچه بیشتر ارتباط عصبی» بدانیم.

مغز کودک علاوه بر ساخت ارتباطات جدید، دائماً در حال سازمان‌دهی و اصلاح شبکه‌های عصبی نیز هست. در سال‌های اولیه، به دلیل سرعت زیاد رشد و شکل‌گیری مدارها، بخشی از ارتباطات مورد استفاده بیشتر تقویت می‌شوند و برخی ارتباطات کمتر استفاده‌شده می‌توانند به‌تدریج حذف یا اصلاح شوند. این فرایند هرس عصبی به کارآمدتر شدن شبکه‌های مغزی کمک می‌کند.

به همین دلیل، رشد مغز فقط درباره «تعداد» ارتباطات نیست؛ بلکه زمان‌بندی، کیفیت تجربه‌ها، تکرار، تعامل اجتماعی و تناسب تجربه با مرحله رشد کودک نیز اهمیت دارند.

هرس عصبی یا Pruning چیست؟

در مراحل اولیه رشد، مغز ارتباطات زیادی ایجاد می‌کند و سپس بر اساس تجربه و استفاده، بخشی از این شبکه‌ها را دقیق‌تر و کارآمدتر می‌کند.

این فرایند را می‌توان شبیه مرتب کردن یک مسیر دانست. مغز ابتدا مسیرهای زیادی ایجاد می‌کند و با گذشت زمان مسیرهایی که بیشتر مورد استفاده قرار گرفته‌اند، تقویت می‌شوند و مسیرهای کم‌استفاده ممکن است کاهش پیدا کنند.

البته این به آن معنی نیست که هر مهارتی که در سه سال اول آموزش داده نشود، برای همیشه از بین می‌رود. مغز در تمام طول زندگی توانایی یادگیری و ایجاد ارتباطات جدید را دارد، اما انعطاف‌پذیری مغز در سال‌های نخست بیشتر است و این دوره برای ایجاد پایه‌های رشد اهمیت ویژه‌ای دارد.

سرو و بازگشت؛ یکی از مهم‌ترین راه‌های حمایت از مغز کودک

یکی از مفاهیم مهم در علم رشد کودک، Serve and Return یا «سرو و بازگشت» است.

در این تعامل، کودک یک «سرو» انجام می‌دهد؛ برای مثال:

نگاه می‌کند،
لبخند می‌زند،
دستش را تکان می‌دهد،
صدایی ایجاد می‌کند،
اشاره می‌کند،
چیزی را نشان می‌دهد یا حتی گریه می‌کند.

بزرگسال نیز به این علامت پاسخ می‌دهد؛ مثلاً با نگاه، لبخند، صحبت کردن، تقلید صدا، در آغوش گرفتن یا کمک کردن به کودک.

این رفت‌وبرگشت شبیه یک بازی ساده است، اما همین تعامل‌های روزمره می‌توانند در شکل‌گیری مدارهای مرتبط با زبان، ارتباط اجتماعی و تنظیم هیجان نقش داشته باشند.

پنج مرحله ساده برای سرو و بازگشت

۱. توجه کنید.
ببینید کودک به چه چیزی نگاه می‌کند یا چه کاری انجام می‌دهد.

۲. به علامت کودک پاسخ دهید.
با نگاه، کلمه، لبخند یا حرکت به او پاسخ دهید.

۳. نام‌گذاری کنید.
آنچه کودک می‌بیند، احساس می‌کند یا انجام می‌دهد برایش نام‌گذاری کنید.

۴. نوبت را به کودک بدهید.
بلافاصله همه چیز را انجام ندهید؛ اجازه دهید کودک دوباره واکنش نشان دهد.

۵. تعامل را ادامه دهید.
رفت‌وبرگشت را به شکل طبیعی ادامه دهید.

مرکز رشد کودک هاروارد تأکید می‌کند که پاسخ‌دهی و تعامل رفت‌وبرگشتی با یک مراقب دلسوز، بخش مهمی از محیط ارتباطی مورد نیاز مغز در حال رشد است.

چگونه در زندگی روزمره ارتباطات عصبی کودک را تحریک کنیم؟

برای حمایت از رشد مغز کودک لازم نیست همیشه اسباب‌بازی آموزشی گران‌قیمت یا برنامه‌های پیچیده داشته باشید. فعالیت‌های روزمره نیز می‌توانند فرصت‌های ارزشمندی ایجاد کنند.

با نوزاد صحبت کنید

حتی زمانی که نوزاد هنوز معنای کلمات را متوجه نمی‌شود، صحبت کردن با او فرصتی برای شنیدن زبان، ریتم گفتار و صداهای انسانی ایجاد می‌کند.

می‌توانید هنگام تعویض پوشک، حمام کردن، لباس پوشاندن یا غذا دادن درباره کاری که انجام می‌دهید صحبت کنید.

به صداهای کودک پاسخ دهید

اگر کودک «آغو» می‌کند، شما هم پاسخ دهید. اگر لبخند می‌زند، لبخند بزنید. اگر به چیزی نگاه می‌کند، آن را دنبال کنید.

این همان رفت‌وبرگشتی است که در مفهوم سرو و بازگشت اهمیت دارد.

کتاب بخوانید

کتاب خواندن با کودک فقط برای آموزش خواندن نیست. نگاه کردن به تصاویر، نام بردن اشیا، پرسیدن سؤال و منتظر ماندن برای واکنش کودک می‌تواند فرصت مناسبی برای تعامل زبانی و اجتماعی باشد.

بازی کنید

بازی، به‌ویژه وقتی همراه با حضور و مشارکت والد باشد، فرصتی برای تمرین توجه، ارتباط، حل مسئله و مهارت‌های اجتماعی ایجاد می‌کند.

بازی‌های ساده مانند دالی‌بازی، تقلید صدا، توپ بازی، ساختن برج با قطعات و بازی‌های تقلیدی می‌توانند برای سنین مختلف قابل استفاده باشند.

احساسات کودک را نام‌گذاری کنید

مثلاً بگویید:

«فکر کنم خیلی ناراحتی.»

یا:

«دیدم وقتی اسباب‌بازی افتاد، ترسیدی.»

این کار به کودک کمک می‌کند به‌تدریج ارتباط میان تجربه درونی و واژه‌های مربوط به احساسات را یاد بگیرد.

 

نوزاد نارس و رشد مغز

 

آیا ژنتیک سرنوشت مغز کودک را تعیین می‌کند؟

ژنتیک بدون شک در رشد مغز اهمیت زیادی دارد. ژن‌ها اطلاعات اولیه لازم برای شکل‌گیری و سازمان‌دهی بسیاری از فرایندهای رشد را در اختیار بدن قرار می‌دهند.

اما رشد کودک تنها نتیجه ژنتیک نیست.

علم رشد کودک نشان می‌دهد که ژن‌ها و تجربه‌های محیطی به شکل متقابل بر یکدیگر اثر می‌گذارند. محیط زندگی، کیفیت رابطه با مراقبان، تجربه‌های حسی، فرصت یادگیری، تغذیه، خواب، شرایط اجتماعی و میزان استرس از جمله عوامل مختلفی هستند که می‌توانند بر روند رشد اثر بگذارند.

بنابراین نمی‌توان گفت آینده کودک فقط با ژن‌های او از پیش تعیین شده است.

اپی‌ژنتیک چیست؟

در سال‌های اخیر، توجه زیادی به اپی‌ژنتیک (Epigenetics) و ارتباط آن با رشد انسان شده است.

اپی‌ژنتیک به تغییراتی اشاره دارد که می‌توانند بر نحوه فعالیت یا بیان برخی ژن‌ها اثر بگذارند، بدون اینکه خود توالی DNA تغییر کند. برخی عوامل محیطی و تجربه‌های زندگی می‌توانند در این فرایند نقش داشته باشند.

بنابراین، بهتر است به جای اینکه بگوییم «محیط ژن‌های کودک را روشن و خاموش می‌کند و آینده او را تعیین می‌کند»، بگوییم محیط و تجربه‌ها می‌توانند بر نحوه بیان برخی ژن‌ها و مسیرهای زیستی اثر بگذارند و این فرایند با رشد کودک در تعامل است.

در واقع، رشد مغز حاصل تعامل پیچیده‌ای میان ژنتیک، محیط و زمان‌بندی رشد است.

آیا والدین واقعاً می‌توانند مغز کودک را شکل دهند؟

بله، تجربه‌های کودک اهمیت دارند؛ اما این موضوع نباید باعث شود والدین احساس کنند مسئول تک‌تک اتفاقات آینده کودک هستند.

والد نمی‌تواند همه عوامل مؤثر بر رشد مغز را کنترل کند و قرار نیست برای ساخت «مغز ایده‌آل» در تمام ساعات روز کودک را آموزش دهد.

یک رابطه پاسخ‌گو، امن و قابل پیش‌بینی، فرصت بازی، صحبت کردن، خواب کافی، تغذیه مناسب، مراقبت سلامت و محیطی که کودک در آن احساس امنیت کند، از عوامل مهمی هستند که می‌توانند از رشد سالم حمایت کنند.

کودک به یک والد کامل نیاز ندارد؛ به تعامل‌های کافی، پاسخ‌گو و تکرارشونده نیاز دارد.

آیا نبود گفت‌وگو می‌تواند بر رشد زبان اثر بگذارد؟

تعامل زبانی برای رشد مهارت‌های ارتباطی بسیار مهم است. کودکانی که فرصت بیشتری برای شنیدن زبان، مشارکت در گفت‌وگو و دریافت پاسخ از بزرگسالان دارند، محیط غنی‌تری برای رشد زبان تجربه می‌کنند.

اما نباید نتیجه گرفت که اگر والد مدتی کمتر صحبت کرده باشد، حتماً به مغز کودک آسیب دائمی وارد شده است.

رشد زبان یک فرایند پیچیده است و عوامل مختلفی مانند شنوایی، ویژگی‌های فردی، محیط زبانی، رشد شناختی و شرایط اجتماعی در آن نقش دارند.

به همین دلیل، بهتر است والدین به جای نگرانی از «تعداد دقیق کلمات»، روی تعامل واقعی، پاسخ دادن به کودک، صحبت کردن، کتاب خواندن و بازی مشترک تمرکز کنند.

تأخیر رشد کودک؛ چرا مداخله زودهنگام اهمیت دارد؟

شناخت اهمیت سال‌های اولیه زندگی به این معنا نیست که هر تفاوتی در رشد کودک نشانه مشکل است. کودکان با سرعت‌های متفاوتی رشد می‌کنند و یک تفاوت کوچک همیشه به معنی اختلال رشدی نیست.

با این حال، اگر والد درباره رشد حرکتی، گفتاری، اجتماعی یا رفتاری کودک نگرانی دارد، بهتر است منتظر نماند تا مشکل «خودش برطرف شود».

CDC در راهنمای به‌روزشده خود در سال ۲۰۲۶ تأکید می‌کند که اگر والد نگران رشد کودک است، باید نگرانی خود را با پزشک کودک در میان بگذارد و در صورت نیاز درخواست غربالگری رشدی یا ارجاع به متخصص کند. مداخله زودهنگام می‌تواند به کودک در یادگیری مهارت‌های جدید و بهبود توانایی‌هایش کمک کند و معمولاً هرچه زودتر انجام شود، فرصت بیشتری برای حمایت از رشد وجود دارد.

چه نشانه‌هایی اهمیت بیشتری دارند؟

از جمله مواردی که بهتر است با پزشک مطرح شوند:

  • کودک یکی از مهارت‌هایی را که قبلاً به دست آورده، از دست بدهد.
  • در رسیدن به یک یا چند نقطه عطف رشدی متناسب با سن خود مشکل داشته باشد.
  • والد در مورد بازی، یادگیری، صحبت کردن، رفتار یا حرکت کودک نگرانی داشته باشد.
  • تفاوت قابل توجهی در رشد کودک برای مدت طولانی مشاهده شود.

فهرست‌های نقاط عطف رشدی می‌توانند برای پایش رشد مفید باشند، اما جایگزین غربالگری استاندارد و ارزیابی تخصصی نیستند.

آیا مغز کودک فقط در سه سال اول رشد می‌کند؟

خیر.

سه سال اول زندگی دوره‌ای بسیار سریع از رشد و شکل‌گیری ارتباطات مغزی است، اما مغز پس از این دوره متوقف نمی‌شود. ایجاد ارتباطات جدید، یادگیری و تغییرات عصبی در سال‌های بعد و حتی بزرگسالی نیز ادامه دارند.

تفاوت مهم این است که انعطاف‌پذیری مغز در سال‌های نخست بیشتر است و بسیاری از پایه‌های مهارت‌های شناختی، اجتماعی و عاطفی در این دوره شکل می‌گیرند.

بنابراین اگر کودک در یک سال خاص مهارتی را دیرتر از همسالان خود یاد می‌گیرد، این به معنی «از دست رفتن فرصت مغزی» نیست؛ اما در صورت وجود نگرانی پایدار، بررسی زودهنگام همچنان اهمیت دارد.

والدین چه کاری می‌توانند انجام دهند؟

مهم‌ترین کاری که والدین می‌توانند انجام دهند، لزوماً خرید وسایل آموزشی بیشتر نیست. در بسیاری از موارد، کیفیت رابطه روزمره اهمیت بسیار زیادی دارد.

با کودک صحبت کنید.

به او پاسخ دهید.

به چیزهایی که توجهش را جلب می‌کنند توجه کنید.

برای او کتاب بخوانید.

با او بازی کنید.

وقتی اشاره می‌کند، نگاه کنید و پاسخ دهید.

وقتی صدایی ایجاد می‌کند، با او وارد گفت‌وگو شوید.

وقتی ناراحت است، احساسش را نادیده نگیرید.

و مهم‌تر از همه، اجازه دهید تعامل میان شما و کودک رفت‌وبرگشتی باشد.

همین لحظات ساده و تکرارشونده می‌توانند بخشی از محیطی باشند که در آن مغز کودک رشد می‌کند.

پرسش‌های متداول

مغز کودک در هر ثانیه چند ارتباط عصبی ایجاد می‌کند؟

مرکز رشد کودک دانشگاه هاروارد می‌گوید در سال‌های نخست زندگی بیش از یک میلیون ارتباط عصبی جدید در هر ثانیه شکل می‌گیرد. این عدد نشان‌دهنده سرعت بسیار بالای رشد مغز در این دوره است و به معنی کامل شدن مغز در سه سال اول نیست.

آیا والدین با صحبت کردن و بازی کردن واقعاً به رشد مغز کودک کمک می‌کنند؟

بله. تعامل‌های پاسخ‌گو و رفت‌وبرگشتی میان کودک و مراقب، که با عنوان «سرو و بازگشت» شناخته می‌شوند، در شکل‌گیری و تقویت مدارهای عصبی مرتبط با زبان، مهارت‌های اجتماعی و رشد عاطفی نقش دارند.

آیا کودک باید دائماً با فعالیت‌های آموزشی تحریک شود؟

خیر. یادگیری فقط در فعالیت‌های آموزشی رسمی اتفاق نمی‌افتد. گفت‌وگو، بازی، کتاب خواندن و حتی فعالیت‌های روزمره مانند غذا خوردن و لباس پوشیدن می‌توانند فرصت‌های یادگیری و تعامل ایجاد کنند.

آیا ژنتیک آینده کودک را تعیین می‌کند؟

ژنتیک اهمیت زیادی دارد، اما به تنهایی تعیین‌کننده نیست. رشد مغز نتیجه تعامل پیچیده میان ژن‌ها، تجربه‌ها و محیط است.

آیا تأخیر در یک نقطه عطف رشدی همیشه نشانه اختلال است؟

خیر. تفاوت‌های فردی در رشد طبیعی هستند. با این حال، اگر کودک یک یا چند نقطه عطف مهم را به دست نیاورده، مهارتی را از دست داده یا والد نگرانی مشخصی درباره رشد او دارد، بهتر است با پزشک کودک مشورت شود و در صورت نیاز ارزیابی رشدی انجام شود.

آیا بعد از سه سالگی دیگر نمی‌توان روی رشد مغز کودک اثر گذاشت؟

خیر. مغز در تمام طول زندگی قابلیت یادگیری و ایجاد ارتباطات جدید دارد. سال‌های اولیه اهمیت زیادی دارند، اما فرصت رشد، یادگیری و تغییر در سال‌های بعد نیز همچنان وجود دارد.

جمع‌بندی

مغز کودک در سال‌های نخست زندگی با سرعت چشمگیری رشد می‌کند و بیش از یک میلیون ارتباط عصبی جدید در هر ثانیه در این دوره شکل می‌گیرد. با این حال، آنچه اهمیت دارد فقط تعداد ارتباطات عصبی نیست؛ بلکه تجربه‌های تکرارشونده، کیفیت تعامل، روابط پاسخ‌گو و محیطی است که کودک در آن رشد می‌کند.

یکی از ساده‌ترین و در عین حال مهم‌ترین روش‌های حمایت از این فرایند، سرو و بازگشت است؛ یعنی کودک علامتی می‌فرستد و والد یا مراقب به آن پاسخ می‌دهد. نگاه کردن، لبخند زدن، حرف زدن، تقلید صدا، بازی کردن، کتاب خواندن و در آغوش گرفتن، همگی می‌توانند بخشی از این تعامل‌های رفت‌وبرگشتی باشند.

در کنار آن، باید به یاد داشت که رشد کودک نتیجه تعامل ژنتیک و محیط است و والدین نمی‌توانند همه عوامل مؤثر بر رشد را کنترل کنند. هدف تربیت و مراقبت از کودک، ساختن یک «مغز بی‌نقص» نیست؛ بلکه فراهم کردن محیطی امن، غنی از تعامل، محبت و فرصت یادگیری است.

و در نهایت، اگر درباره رشد کودک نگرانی وجود دارد، منتظر ماندن همیشه بهترین انتخاب نیست. پیگیری به‌موقع و مداخله زودهنگام می‌تواند فرصت بیشتری برای حمایت از رشد و یادگیری کودک فراهم کند.

 

منابع علمی

Harvard University – Brain Architecture

Harvard University – Serve and Return

Harvard Center on the Developing Child – A Guide to Serve & Return

Harvard Center on the Developing Child – A Guide to Brain Architecture and Early Childhood Development

Harvard Center on the Developing Child – 5 Steps for Brain-Building Serve and Return

 

تاریخ آخرین بررسی و به‌روزرسانی علمی: ۸ مهر ۱۴۰۵

لینک کوتاه مطلب : https://mail.gahvarak.com/link/blog/83
این مطلب را به اشتراک بگذارید :
نظرات کاربران

نظری برای این مقاله ثبت نشده است ! نظر خود را ثبت کنید